آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت صد و بیست و پنجم :
ـ دعوا نکنید سر من! راضی به این کارا نیستم.
صدای نوید را شنیدم:
ـ هدیه یه کمی صدات قطع و وصل میشه. بد جایی واستادیم. جمعه منتظرمون باش.
ـ حتماً. مواظب خودت باش نوید.
ـ توام همینطور!
***
چیزی از جریان آمدن نوید و طناز به پدرم نگفته بودم تا غافلگیر شود و یک جورهایی در موقعیت انجام شده قرار بگیرد. جمعه صبح از خواب بیدار شدم و به سر و وضع خانه و خودم رسیدم و مشغول درست کردن

لطفا صبر کنید...

ساحل
0بسیار عالی